346

درا رو قفل میکردم

به امیدی که سد میشه

ولی فکر تمام شهر از این دیوار رد میشه

درا رو قفل میکردم

میخواستم باز تنها شم

نیام بیرون این خونه

نتونم عاشقت باشم


{علیرضا طلیسچی}

345

هرگز با احمق ها بحث نکنید.

آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،

بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند!


{مارک تواین}

344

تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن

بحمدالله درد عاشقی تدبیرها دارد


{عالی شیرازی}

343

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند

زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند


ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب

وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند


سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست

جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟


یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد

تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند


هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند


مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام

ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟


فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت

بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند


"فاضل نظری"

342

تو ماه را

بيشتر از همه دوست می‌داشتی

و حالا

ماه هر شب

تو را به ياد من می‌آورد

می‌خواهم فراموشت كنم

اما اين ماه

با هيچ دستمالی

از پنجره‌ها پاك نمی‌شود ..


{رسول یونان}

341

یک شعر را فقط یک شاعر نمی‌سازد، بلکه تمامِ شاعرانِ سَلَف و معاصر،

و حتی خوانندگانِ یک شعر، در ساختمانِ آن شرکت می‌کنند.


{رضا براهنی/ طلا در مس}

340

وقتی کسی نیست که دردهات رو بفهمه دردناکتر می‌شن ...

{لینک}

339


تو ِ من


باید بوسید

و بر چشم کشید

آن کسره ای

که از دار ِ دنیا

تو را مال ِ من می کند...

{مسعود تمدن }

338

تقویم، مرور خون دل خوردن ماست

تقدیر، قسم خورده ی پژمردن ماست

مثل گل زعفران که در آبان ماه...

خندیدن ما برابر مردن ماست

{مصطفی حسن زاده}

337

نه جنگ

    نه زلزله

       نه طوفان

ما برای چه اینقدر اواره ایم؟

{بهار منصوری}

336

ای کاش یکی بیاید که وقت رفتن نرود ...

{سید علی صالحی}

335

اگر آدم گذاشت اهلی اش کنند بفهمی نفهمی خودش را به این خطر انداخته

که کارش به گریه کردن بکشد.


{شازده کوچولو / ترجمه احمد شاملو}

334

می گم راهو بلدی؟

 میگه نه

 می گم اگه گم شیم؟

 می گه نترس گم شدنو خوب بلدم

{بهار منصوری}

333

آنقدرها هم

زیبا نیستی!

و این آنقدر زیبا نبودنت

زیباترت می‌کند

 لعنتی!

[بهمنـ عطائیـ]

332

ازمسافرکش ها بپرسید

چقدر می گیرند

مسافرهای وامانده را

دربست به عقب برگردانند

{بهار منصوری }

331

دلم برای تو می‌سوزد،

که این شب‌ها گوشه‌ای می‌نشینی و فکر می‌کنی

اگر اتاق‌ها گوشه نداشته باشند

با تنهایی‌ات چه کنی؟

برای خودم،

که این شب‌ها تا به تو فکر می‌کنم

حلقه‌ای دستِ چپم را پیر می‌کند

و تاریکی این خانه اگر

کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟


برای او

که این شب‌ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟



دلم می‌سوزد

و شما،

آقای محترم!

شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟

این زن میان تمام نسبت‌های خودش گیر کرده‌ست

مثل کوه‌نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست

و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می‌دهد،

مگر چند سال

با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟


{لیلا کردبچه}

330

آدمهای تنها

آزروهای کوچکی دارند.

شبیه اینکه کسی

در خانه را به رویشان باز کند...


{طاهره قصدی}

329

تماشای آسمان

چشمانِ هیچ‌کس را آبی نخواهد کرد

{لیلا کردبچه}