529


زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش

کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

گم گشته دیار محبت کجا رود

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد

ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست

در کار عشق او که جهانیش مدعی ست

این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت

وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام

کاین سوز دل به ناله ی هر عندلیب نیست

{هوشنگ ابتهاج}

528

كودك كه بودم

وقتى زمين مى خوردم

مادرم من را مى بوسيد

تمام درد هايم از ياد مى رفت

ديروز زمين خوردم

دردم نيامد اما

تمام بوسه هاى مادرم

يادم آمد

{نهنگ‌ها بی‌ گذر نامه عبور می‌‌کنند - بهرنگ قاسمی}

527


وقتی که حرف می زنیم بیشتر می خواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را .

کسی که قانع شده باشد، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند.


{یادداشت های شهر شلوغ - فریدون تنکابنی}

526

عاقبت دستانمان رو می‌شود با شعرها

مثل ِچشمانی که بعد از گریه‌ها پُف می‌کنند...

{سجاد رشیدی پور}

525

فرید ، بـابـا ... عــشق اون نیست که وقتی دیدیـــش دلـت بلرزه

عشـــق اونــه که وقـــتی نمیبینـیـش دلت میـخواد کــَـنده شه!

{خانه سبز - زنده یاد خسرو شکیبایی }

524


همـه چیزهــای از دسـت رفتــــــه یک روز برمی گـــردنـد

اما درسـت وقتــی که یــاد می گیــریم بـــدون آنهـا زندگــــی کنیـم .


{ژوزه ساراماگو - همه نام ها}

523

منم

غریبـه ای در عکسی دست جمعی.

میان آشنایان

سوال دایـم بی جوابـــم مــن .

من

"ایـــن کیســت؟" هستــــم


{علیرضا روشن}

522


منتظر آمدن همه نباش

یک نفر

هیچ وقت نمی‌آید ...

{ازدمیر آصاف - برگردان سیامک تقی زاده}

521

ما به ندرت برای کسانی که از ما بهترند راز دل می گوییم . حتی از محضرشان می گریزیم .

در مقابل ، بیشتر اوقات اسرار خود را نزد کسانی اعتراف می کنیم

که به ما شباهت دارند و در ضعف ها و حقارت هایمان شریکند .

بنابراین ما نمی خواهیم خودمان را اصلاح کنیم یا بهتر شویم

زیرا در این صورت ابتدا باید به حکم عجز و قصور خویش گردن نهیم .

ما فقط می توانیم که بر حالمان رقت اورند و در راهی که می روند تشویقمان کنند .

خلاصه می خواهیم دیگر مقصر نباشیم و در عین حال برای تزکیه نفسمان هم قدمی بر نداریم .


{سقوط - آلبرکامو}