170
بخند
آرام بگیرد
دیرتر تمام شویم.
{ رضا کاظمی }
بخند
آرام بگیرد
دیرتر تمام شویم.
{ رضا کاظمی }
در انتظار منم
که با تو رفت ...
{محمد شریفی}
شاخِ مأیوسِ یکی پیچکِ خشک
پنجه بر شیشهی در میساید.
من ندارم سرِ یأس،
زیرِ بیحوصلگیهای شب، از دورادور
ضربِ آهستهی پاهای کسی میآید.
{احمد شاملو}
تا مرا ببینی
مرا
که بوده ام
پیش از آنکه تو
چراغ را بیفروزی
{علیرضا روشن }
به خودت نگاه ميكنم
اي تاريكي
{علیرضا روشن }
به آغازِ تو
اینجا
جز من
کسی نیست
{علیرضا روشن }
کسی نیست
{علیرضا روشن }
نمیخواهیم فکرمان هیچ جا برود
نمیخواهیم فکر کنیم به چیزهای نیامده و کارهای نکرده و کرده
و هر آنچه پیش یا بعد از این ممکن است اتفاق بیفتد
اصلا نمیخواهیم فکری وجود داشته باشد
تا یادمان بیاید که هنوز هستیم و هنوز خیلی کارها میشود کرد
میفهمیم دیگر پایین تر از این
تحمل ناپذیرتر از این
ممکن نیست.
بعضی یک مرتبه بیدار میشویم
بعضی آهسته ...
بعضی هرگز ...
{حسین سناپور}
که گفتن ندارد گله ها ... !
"ایما"
گاهي شبيه دشمن و گه يار مي شوي
گاهي بهشت ميکني ويرانه ي دلم
گاهي چو غصه بر سرم آوار مي شوي
گاهي چو بغض راه نفس را گرفته اي
گاهي طبيب اين دل بيمار مي شوي
گاهي چو ابر و باد لطيفي و مهربان
گاهي به سان صخره و ديوار مي شوي
کس پي نبرده تا کنون از چيست جنس عشق
وقتي به هر بهانه پديدار مي شوي
تنها به برکت وجود تو زنده ام
تا آن زمان که در دلم تکرار مي شوي ...
"لینک"یا از عاشقی
دلتنگتر!
فقط میدانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفتهای
بی آنکه نباشی ...
{عباس معروفی}
آن دو چشم نكته بين و نكته گير
در من آخر نكته اي بد ديده است
من چه مي دانم كه او
با چه مقياسي مرا سنجيده است؟
من همان هستم كه بودم ، شايد او
چون مرا ديوانه خود ديده است
بيوفائي مي كند تا بلكه من
دور از ديدار او عاقل شوم
او نمي داند كه من
دوست مي دارم جنون عشق را
من نمي خواهم كه حتي لحظه اي
لحظه اي از ياد او غافل شوم
{فروغ فرخزاد}
مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب...
بهتر از تمام شعرهای ناب...!!!
نام تو ، اگر چه بهترین سرود زندگی است
من، تو را
به خلوت خدایی خیال خود:
بهترین ِ بهترین ِ من خطاب میکنم
ــ بهترین بهترین من ــ!
"فریدون مشیری"
ای بس که خراب باده و جام شوی
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
بـا مــا مـنشین، اگرنه بـدنـام شوی
{حافظ}
شوپنهاور میگوید: «به سادگی»؛ این «دنائت فطری بشری است.»
این امر نتیجهی «نخوت ذاتی» و این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن، فکر نمیکنند
بلکه پرحرف و فریبکارند
آنها به سرعت موضعی اختیار میکنند،
و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع،
صرفا به خاطر غرور و خودرأیی به آن میچسبند.
نخوت همیشه بر حقیقت غلبه میکند.
هنر همیشه بر حق بودن / آرتور شوپنهاور / عرفان ثابتی