407


برای تو چه بگویم؟!

بگویم زخم‌ام آن قدر عمیق شده

که می‌توان در آن درختی کاشت؟!

بگویم غمگین‌م و مرگ کاری نمی‌کند..

دست‌ت را بر شانه‌ام بگذار و مرگ را متوقف کن!

دارم می‌روم

دارم نام‌م را از دهان دنیا خالی می‌کنم


[رضا بروسان]

145

انگار نمی‌آید و هم می‌آید

این دور و بر انگار که کم می‌آید

او عابر و من پیاده رو، آه چقدر

از حاشیه رفتنش خوشم می‌آید !

                            {غلامرضا بروسان}