268

شاخه های تمنا ،
بی بار ؛
بی برگ . . .

ولی تا آسمان خدا بلند. . .

ریشه ها سبزند هنوز
وسرسختانه خاک را میجویند . . .

این شاخه ها هنوز ریشه دارند . . .

{افسانه شاملو}

191

هر روز همینجا

باچشمانم

آنجا که دریا برپیشانی آسمان بوسه میزند

تو را میخوانم

ای همه شعر مرا خورشید

آنان که میخوانند چرا فقط غم میبینند ؟؟؟


این شوق لبریز از تو را چگونه رنگ بزنم

با کدام واژه بیارایم که خوانده شود


این قلم ،این دست،این واژه های مست

واین شیدایی

اگرکه هست ،

از حس بودن توست که ضربه میزند

به تمام بودنهای بی حاصل

چگونه رسم کنم حضورت را

که غم نبارد از نوشته هایم

ای همه دلیل به شوق نوشتنم

                                           {افسانه شاملو}