528
كودك كه بودم
{نهنگها بی گذر نامه عبور میکنند - بهرنگ قاسمی}
وقتى زمين مى خوردم
مادرم من را مى بوسيد
تمام درد هايم از ياد مى رفت
ديروز زمين خوردم
دردم نيامد اما
تمام بوسه هاى مادرم
يادم آمد{نهنگها بی گذر نامه عبور میکنند - بهرنگ قاسمی}
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:40 توسط مسعود واحدی
|