یک روز

دست‌هایم را باز میکنم و میروی

و طبیعی‌ست،

که هرچه دورتر شوی

کوچکتر شوی

کوچکتر

کوچکتر

آنقدر که در آغوش هرکسی جا شوی.

{از مجموعۀ در دست انتشار «کلاغمرگی»/لیلا کردبچه}