311
بگذار که آتش بزنم حاشیه ام را
تا پر کنم از عطر وجودت ریه ام را
کارم شده درگیر کنم بین دو چشمت
افسردگی مطلق هر ثانیه ام را!
زیبا تر از آنی که به تشبیه بگنجی
نظم تن تو ریخت به هم قافیه ام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز-
از مرحمت عشق ببین زاویه ام را!
در هندسه گیج جهان آنچه مهم است:
اسم تو سند خورده دل عاریه ام را
توجیه من این است ،دلم مال خودم نیست
با قاعده عشق بخوان فرضیه ام را!
تا پر کنم از عطر وجودت ریه ام را
کارم شده درگیر کنم بین دو چشمت
افسردگی مطلق هر ثانیه ام را!
زیبا تر از آنی که به تشبیه بگنجی
نظم تن تو ریخت به هم قافیه ام را
من مرد عمودی زمین بودم و امروز-
از مرحمت عشق ببین زاویه ام را!
در هندسه گیج جهان آنچه مهم است:
اسم تو سند خورده دل عاریه ام را
توجیه من این است ،دلم مال خودم نیست
با قاعده عشق بخوان فرضیه ام را!
{امید صباغ نو}
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:56 توسط مسعود واحدی
|